گاهی مد، پس از سالها، یک دور کامل میزند و دوباره به نقطهای بازمیگردد که همهچیز از آن آغاز شده بود. بعضی بازگشتها اما فقط یک نوستالژی ساده نیستند؛ گذشته را به حال وصل میکنند و نشان میدهند که بعضی تصاویر، حتی پس از گذشت چند دهه، هنوز قدرت بازتولید شدن دارند.
کاور سپتامبر ۲۰۲۶ Vogue آمریکا دقیقاً از همین جنس است: کایا گربر و هومر گیر در مقابل دوربین استیون مایزل؛ دو چهرهی جوان که بیش از هر چیز به خاطر بازی در سریال جدید The Shards کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، اما نام خانوادگیشان یک لایهی دیگر نیز به این تصویر اضافه میکند.
سیوچهار سال پیش، در نوامبر ۱۹۹۲، والدین این دو، یعنی سیندی کرافورد و ریچارد گیر، در یکی از بهیادماندنیترین تصاویر تاریخ ووگ آمریکا روی جلد مشترک مجله ظاهر شدند. آن عکس را هرب ریتس ثبت کرده بود و کرافورد و گیر در آن زمان یکی از مشهورترین زوجهای دنیای مد و سینما بودند. حالا، ۳۴ سال بعد، فرزندان آن دو نسل در قاب دیگری از ووگ قرار گرفتهاند؛ یک تصادف خانوادگی که بیش از آنکه تصادفی به نظر برسد، شبیه یک حلقهی کامل در تاریخ فرهنگ عامه است.
از هرب ریتس تا استیون مایزل
اگر تصویر سال ۱۹۹۲ نمادی از شکوه و جذابیت دههی نود بود، عکس جدید تلاش میکند همان خاطره را از زاویهای تازه بازتعریف کند.
این بار استیون مایزل پشت دوربین قرار دارد؛ عکاسی که دهههاست یکی از مهمترین نامها در عکاسی مد به شمار میرود و رابطهای طولانی با ووگ و بهخصوص با خانوادهی کرافورد دارد. کایا نیز از سالهای نوجوانی با مایزل همکاری داشته و در این پروژه، هومر برای نخستین بار تجربهی کار با این عکاس افسانهای را پشت سر گذاشته است.
همین تفاوت تجربه، بخشی از جذابیت تصویر جدید است: کایا در این جهان غریبه نیست؛ او از کودکی در برابر دوربین بزرگ شده است. هومر اما تقریباً از نقطهی مقابل وارد قاب شده؛ کسی که تا همین چند سال پیش هیچ علاقهای به قرار گرفتن در مرکز صنعت سرگرمی نداشت.
در عکس روی جلد نیز لباسهای Chanel به تن این دو است؛ انتخابی که بیش از آنکه صرفاً یک همکاری تجاری باشد، به فضای لوکس و کلاسیک تصویر کمک میکند.
یک کاور، دو فرزندِ دو ستاره
شاید در نگاه اول، جذابترین بخش داستان همین باشد: دختر سیندی کرافورد و پسر ریچارد گیر، ۳۴ سال بعد از حضور مشترک والدینشان روی جلد ووگ، حالا خودشان در کنار هم روی جلد مهمترین شمارهی سال مجله قرار گرفتهاند.
اما ماجرا در همین نقطه تمام نمیشود.
کایا گربر و هومر گیر در سریال جدید The Shards، اقتباس رایان مورفی از رمان سال ۲۰۲۳ برت ایستون الیس، همبازی هستند. داستان در لسآنجلس سال ۱۹۸۱ میگذرد؛ میان نوجوانان مرفه یک مدرسهی خصوصی که در فضایی آمیخته با مهمانی، سکس، مواد مخدر، حسادت، وسواس و ترس از یک قاتل زنجیرهای زندگی میکنند.
کایا نقش Susan Reynolds را بازی میکند و هومر در نقش Robert Mallory ظاهر میشود؛ دو شخصیت از نوجوانان ثروتمند و بیقید دههی هشتاد لسآنجلس.
به همین دلیل، کاور ووگ فقط یک حرکت نوستالژیک نیست. این دو نفر در حال حاضر بهعنوان دو بازیگر جوان، یک پروژهی مشترک و یک داستان جدید در مرکز توجهاند؛ و همین موضوع باعث میشود تصویرشان از سایهی والدین مشهورشان فاصله بگیرد.
مسئلهای که نمیشود از آن فرار کرد: «نپو بیبی»
البته وقتی نامهایی مثل گربر و گیر وارد یک قاب میشوند، یک سؤال تقریباً اجتنابناپذیر است: آیا آنها به خاطر استعداد خودشان اینجا هستند یا به خاطر خانوادهای که در آن متولد شدهاند؟
کایا گربر برخلاف بسیاری از ستارههای جوان، تلاش نکرده وجود این امتیاز را انکار کند. او از کودکی وارد صنعت مدلینگ شد، در ۱۰سالگی مدل شد و در ۱۶سالگی روی یکی از مهمترین باندهای مد راه رفت. مسیر او از همان ابتدا به نام مادرش، سیندی کرافورد، گره خورده بود.
اما نکتهی جالب این است که خود او نیز بهخوبی میداند داشتن یک درِ باز با توانایی ماندن در آن اتاق یکی نیست.
در واقع، شاید یکی از جذابترین جنبههای گفتوگوی ووگ همین باشد: بحث «نپو بیبی» دیگر صرفاً بحث دفاع یا حمله به فرزندان سلبریتیها نیست؛ بلکه دربارهی این است که امتیاز خانوادگی کجا تمام میشود و هویت شخصی از کجا شروع میشود؟
برای کایا، این سؤال سالهاست بخشی از زندگی حرفهایاش بوده است. او از همان کودکی زیر ذرهبین بوده و هر موفقیتش ناگزیر با موفقیتهای مادرش مقایسه شده است.
هومر گیر؛ وارثی که نمیخواست بازیگر شود
مسیر هومر اما تقریباً نقطهی مقابل کایا است.
او پسر ریچارد گیر و بازیگر کری لوول است، اما برخلاف تصویری که شاید از فرزند یک ستارهی هالیوودی انتظار داشته باشیم، در صنعت سرگرمی بزرگ نشد. پدرش آگاهانه خانواده را تا حد زیادی از هالیوود دور نگه داشت و هومر دوران کودکی خود را در وستچستر نیویورک گذراند. او حتی پیش از شروع فعالیت حرفهای خود، تجربهی حضور در یک ست فیلم را نداشت.
هومر در دانشگاه براون تحصیل کرد و خودش میگوید که اصلاً از آن بچههایی نبوده که از کودکی رویای بازیگری داشته باشند. حتی وقتی دیگران از او میپرسیدند آیا قرار است در آینده بازیگر شود، پاسخ او چیزی نزدیک به یک «نه» قاطع بود.
به همین دلیل، ورود او به The Shards تا حدی شبیه یک تغییر مسیر ناگهانی است؛ نه ادامهی مستقیم میراث پدر، بلکه انتخاب مسیری که ظاهراً خودش دیرتر به آن رسیده است.
همین تفاوت، رابطهی حرفهای کایا و هومر را جذابتر میکند: یکی از کودکی با دوربین و باند مد بزرگ شده و دیگری تقریباً تمام عمر تلاش کرده بیرون از این جهان زندگی کند.
یک سریال دربارهی گذشته، با بازیگرانی از نسل جدید
جالبتر اینکه خود The Shards نیز دربارهی گذشته است.
داستان در سال ۱۹۸۱ میگذرد؛ زمانی که اینترنت، شبکههای اجتماعی و گوشیهای هوشمند وجود نداشتند و نوجوانان آزادی و بیخبری متفاوتی را تجربه میکردند. رایان مورفی در اقتباس تلویزیونی خود تلاش کرده همین فضای پیشادیجیتال را بازسازی کند؛ جهانی که در آن نوجوانان میتوانستند ساعتها بدون تلفن همراه و نظارت والدین از خانه دور باشند.
این موضوع اتفاقاً یکی از تمهای مهم پروژه است: گذشتهای که از یک طرف آزادتر و رهاتر به نظر میرسد و از طرف دیگر، تاریکتر و خطرناکتر است.
پس انتخاب کایا و هومر برای این پروژه از یک جهت جالب است: آنها فرزندان دو چهرهی نمادین دههی نود هستند، اما در داستانی بازی میکنند که به یک دهه پیشتر، یعنی دههی هشتاد، بازمیگردد.
ووگ هم با قرار دادن آنها روی جلد سپتامبر، عملاً همین بازی میان نسلها را ادامه داده است.
و حالا یک جزئیات بامزه: آنها از همان ابتدا میدانستند داستان عجیبی است
هومر در مصاحبه با ووگ تعریف میکند که وقتی برای نخستین بار کایا و دیگر اعضای گروه بازیگران را دید، خیلی زود به این واقعیت اشاره کرد که والدین آن دو زمانی با یکدیگر ازدواج کرده بودند.
این اتفاق برای هر دو کمی عجیب بود؛ اینکه فرزندان زوجی که زمانی یکی از مشهورترین زوجهای دنیا بودند، حالا خودشان در یک پروژهی مشترک بازی کنند.
اما شاید همین اتفاق باعث شده رابطهی آنها روی پرده و خارج از آن، بیش از یک همکاری معمولی به نظر برسد. ووگ در گزارش خود از صمیمیت و شوخیهای میان این دو نوشته و حتی اشاره میکند که دو بازیگر پس از ماهها کار روی سریال، رابطهای دوستانه و بسیار راحت پیدا کردهاند.
چرا این کاور برای رایکا شیک مهم است؟
شاید در نگاه اول، یک کاور سپتامبر ووگ چه ارتباطی با یک برند پوشاک مردانه داشته باشد؟
پاسخ برای ما ساده است: استایل، در نهایت دربارهی هویت است.
هومر گیر، برخلاف وسوسهی طبیعی برای بازتولید تصویر پدر مشهورش، تلاش کرده ظاهر و شخصیت خودش را پیدا کند. استایل او در تصاویر و حضورهای رسانهای، عموماً سادهتر، روزمرهتر و کمزرقوبرقتر از تصویری است که ممکن است از یک «فرزند ستارهی هالیوود» انتظار داشته باشیم.
و این دقیقاً همان جایی است که مد از نمایش صرف فراتر میرود.
استایل خوب الزاماً به معنای پوشیدن لباس گرانتر، شبیهتر شدن به یک ستاره یا تقلید از یک الگوی از پیشتعیینشده نیست. گاهی دقیقاً برعکس است: توانایی پیدا کردن نسخهای از خودت در میان تمام تصاویری که دیگران از تو انتظار دارند.
کایا هم در مسیر خودش همین کار را انجام داده است. او نمیتواند از میراث مادرش فرار کند؛ و شاید اصلاً نیازی به این کار هم ندارد. کاری که میتواند انجام دهد، تبدیل کردن آن میراث به چیزی شخصی است.
از یک زوج افسانهای تا دو چهرهی تازه
تصویر سیندی کرافورد و ریچارد گیر در سال ۱۹۹۲، تصویری از یک زوج مشهور بود؛ دو نفر که در اوج شهرت و جذابیت فرهنگی دههی نود قرار داشتند.
تصویر ۲۰۲۶ اما داستان متفاوتی دارد.
این بار، کایا و هومر صرفاً «فرزندان سیندی و ریچارد» نیستند. آنها دو بازیگر جواناند که یک پروژهی مشترک دارند، مسیرهای متفاوتی را طی کردهاند و حالا در آغاز مرحلهای تازه از زندگی حرفهای خود قرار گرفتهاند.
شاید به همین دلیل باشد که عنوان و حالوهوای پروندهی ووگ بیشتر از آنکه دربارهی «فرزندان ستارهها» باشد، دربارهی نسل بعدی است؛ نسلی که میراثی سنگین را به ارث برده، اما مجبور است با آن به زبان خودش حرف بزند.
و این، شاید جذابترین بخش داستان باشد.
میراث خانوادگی میتواند نقطهی شروع باشد، اما نمیتواند پایان داستان را تعیین کند.
نام خانوادگی ممکن است در را باز کند؛ اما این استایل، انتخابها، شخصیت و کاری است که بعد از ورود انجام میدهی که مشخص میکند چرا باید آنجا بمانی.
شاید کاور سپتامبر ووگ دقیقاً دربارهی همین باشد:
بازگشت به ریشهها، بدون بازگشت به گذشته.
جمعبندی؛ میراث را به ارث میبری، هویتت را میسازی
کاور سپتامبر ووگ، در نهایت، فقط داستان دو فرزند مشهور نیست؛ داستان دو نفری است که در نقطهای میان میراث خانوادگی و هویت شخصی ایستادهاند.
کایا گربر و هومر گیر شاید با نامهای بزرگی وارد این صنعت شده باشند، اما قرار نیست تا ابد با نام پدر و مادرشان تعریف شوند. یکی از کودکی در مرکز توجه بوده و دیگری سالها از آن فاصله داشته؛ یکی از همان ابتدا با مد و دوربین آشنا بوده و دیگری تازه در بزرگسالی بازیگری را انتخاب کرده است. بااینحال، هر دو حالا در موقعیتی قرار گرفتهاند که باید چیزی فراتر از یک نام خانوادگی برای گفتن داشته باشند.
شاید ارزش واقعی این کاور هم همین باشد: گذشته دوباره جلوی دوربین آمده، اما این بار با چهرهای تازه.
سیوچهار سال بعد از تصویر سیندی کرافورد و ریچارد گیر، کایا و هومر در همان جهان ایستادهاند؛ اما قرار نیست جای والدینشان را بگیرند. قرار است جای خودشان را پیدا کنند.
و شاید این همان تعریفی باشد که ما در رایکاچیک از استایل هم داریم:
لباس قرار نیست تو را شبیه شخص دیگری کند؛ قرار است کمک کند نسخهی واقعیتری از خودت را نشان بدهی.
میراث میتواند در را باز کند، اما این انتخابهای توست که تعیین میکند بعد از ورود، چه کسی خواهی بود.
دیدگاه خود را بنویسید